تبليغاتX
بيــــ ـــــد مجــــــنونــــــ

من او





ساعت 1 و 19 دقیقه

آخرین صفحش رو خوندم


علیِِــ

مهتابــــ


من عشق فعف ثم مات مات شهیدا


نمیدونم چرا ولی به پهنای صورتم اشک ریختم


یا علی مددی


از مجموع کتابای رضای امیر خانی ارمیا و حالا من او رو خوندم باقی کتاباشون روتو کتابخونه گذاشتم

که برا خوندنشون حریص تر میشم.

واقعا ارزش خوندن رو دارن یه جورایی ادمو دگرگون می کنن.

داستان مربوط به زندگی فردی به نام علی فتاح است و عشق پاک او با دختر خدمتکار خانواده اش به نام مهتاب که به دلیل اعتقاد علی به عشق پاک تا زمانی که از عشق راستین خود مطمئن نشده از ازدواج امتناع می‌کند و در خلال داستان......


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/28ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط غزال |

تسبیح

دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد

التماس می کند : آقا آقا "دعا" می خری؟

و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند

و برای فرج آقا "دعا" می کند....


وای بر ما

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/27ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط غزال |

نور

نقــی یعنی پاکی!
چیز جدیدی نیست.

پاکی همیشه دشمن داشته است...



لعنت خدا بر شاهین نجفی (نجسی) و همه یاوه گویان

(دوس نداشتم عکس این اشغال فضای وبمو الوده کنه)



+ نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط غزال |

تلاش کن

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. 
پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. 
دختر کوچولو قبول کرد.  پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. 
اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.  همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابید و خوابش برد. 
ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده.
 


نتیجه اخلاقی داستان

عذاب وجدان همیشه مال كسی است كه صداقت ندارد  
آرامش مال كسی است كه صداقت دارد 
لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند 
آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند

 

+ نوشته شده در جمعه 1391/02/22ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط غزال |

دل سیر

گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود که می خواهم

تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم …

آرام و آسوده … مثل ماهی حوضمان که چند روزی است روی آب است..


+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/21ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط غزال |